Pumpe’s Weblog

Welcome to Pumpe’s WebBlog

تناقضي به نام جمهوري اسلامي در بنيان آن بر مبناي مستضعفين

همگي ما بارها در طي 30 سال گذشته از بالاترين مقام جمهوري اسلامي (رهبري) تا رده پايين ترين مقام هاي مديريتي و اجرايي شعار تنيده شدن بنيادهاي نظام جمهوري اسلامي بر اساس وجود قشري به نام مستضعفين، محرومين، و زاغه نشينان را شنيده ايم. حالا موارد زير را بررسي کنيم

1) جمهوري اسلامي براي اين آمد که به امور اين قشر رسيدگي کند. (طبق گفته بنيانگذار انقلاب)

2) فرض کنيم که اين مقصود در اين 30 سال عملي ميشد و آن قشر مستضعف پس از 30 سال به قشري از رده متوسط اجتماع تبديل ميشد.

3) با توجه به ايده آل گرايي مسئولين و پدران ما در به وجود آوردن مدينه فاضله و در صورت وقوع اين آرمانها ديگر قشري به نام مستضعفين نبايستي پس از 30 سال وجود ميداشت و مضافا بر اينکه  اين قشر تبديل به قشري مرفه شده بود.

4) جمهوري اسلامي در تمامي دوران خود با تجمل گرايي و رفاه و زندگي به اصطلاح طاغوتي مخالفت داشته است.

5) نتيجه بند 3 و 4 اينست که اگر قشر محروم از بين ميرفت ديگر مستضعفي وجود نداشت که تار و پود اين نظام را بنيان دهد و قوت دهد.

6) از بند 5 نتيجه ميشود که بقاي نظام جمهوري اسلامي منوط به بقا و وجود پيوسته قشري به نام مستضعفين و محرومين است.

7) از بند 6 نتيجه ميشود که هرچقدر محرومين و مستضعفين در جامعه بيشتر باشند بنيان هاي جمهوري اسلامي محکمتر خواهد بود.

8 ) از بند 7 و بند 1 نتيجه ميشود که جمهوري اسلامي از بدو پيدايشش يک ايدئولوژي خود متناقض (self contradictory) بوده است.

9) از بند 6و 7 و 8 نتيجه ميشود که طرح افزايش جمعيت به 120 ميليون گامي در راستاي رسيدن به افزايش قشر محروم. ميباشد

کپي مطلب فوق در هر جايي بدون اجازه صاحب اثر مجاز ميباشد.

Advertisement

September 25, 2010 - Posted by | Uncategorized

No comments yet.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.